دقت در آن چه در وبلاگها میگذرد میتواند بخشی از تحولات پنهان و نامکشوف جامعه را در برابر روشنایی روز قرار دهد.
به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگهای خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، محمد آقازاده در وبلاگ خود به نشانی http://aghazadeh.blogfa.com نوشته است: رسانههای رسمی به دلیل فرایند ممیزی گسترده نمیتوانند عامل شناسایی تحولات آینده باشد. این ممیزی قبل از هر چیز فضای مبهم و تیره و تاری در برابر تصمیم گیران قرار میدهد. آنها در حالی که توسط گزارشهای رسمی محاصره شدهاند و به این دلیل تمام نشانهها روایت میکند که خوش بینی آنها با بدبینی و ناامیدی گسترده تودهها و نخبگان هیچ همپوشانی ندارد.
اما وبلاگها به دلیل تنوع و گوناگونی که به تماشا می گذارد حقیقت را همانگونه که هست نه آن طور که میخواهیم به تماشا می گذارد. ذهن وبلاگ نویسان بیش ازحد طبیعی مشوش ، یاس زده و نگران است. آنها محیط را بیگانه مییابند. آنها مفری در جهان بی مفرنمی یابند . واژه های تلخ و تندی که بکار برده می شود بیش از آنکه نشان شجاعت فعال و تاثیر گذارباشد ، راوی سر خوردگی و بی پناهی است.
وقتی همه چیز حس بی فرجامی را در جانها بریزد تهور مایوس شکل می گیرد و امنیت جامعه را مختل می کند. وبلاگنویسان اگر از طریق زبان انفجارناخودآگاه را ممکن می کنند دیر و یا زود تراکم نارضایتیها میتواند جامعه را دچارآتشفشان و زلزله ای کند که ویرانی را جایگزین نظم مکانیکی فعلی می سازد.
برای مقابله با این تقدیر محتوم باید با بسط آزادی امید و شور را درنخبگان بر انگیخت. سرکوب تفاوت ها و مسدودکردن فضای تنفسی صداهای مختلف در جهان امروز ممکن نیست.هرتلاشی برای ممکن کردن این ناممکن به شدت عمل میدان می دهد و شکاف ها را تبدیل به دیوار چینی می سازد که جدایی بین دو طرف را قطعی و یکبار برای همیشه می سازد.
نخبگان و روشنفکران همزیستی مسالمت آمیز با ساخت قدرت را می طلبند و آنقدر صبوری دارد که به حداقل ها رضایت دهند ولی نا دیده گرفتن این حداقلها به امید داشتن قدرت حداکثری، سرزمین ما را اسیرطوفانی می سازد که درآن هر آنچه سخت است دود می شود و به هوا می رود. درپیامد این طوفان قدرتی نمی ماند که در مورد تقسیم آن به چانه زنی بپردازیم. درورای همه نا امیدها هنوز کورسوی امیدی در افق تلالو می کند. باید آرش وار به صحنه تحولات رفت و این کور سو را تبدیل به روشنایی کرد که تحقق فردای بهتر راممکن می کند.آینده فرزندانمان این حضوررا به هر قیمتی از ما میطلبد... |